هزارتوی خیال

اگر شاعری نمی دانی، دست کم یک شعر دلنشین باش!

هزارتوی خیال

اگر شاعری نمی دانی، دست کم یک شعر دلنشین باش!

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سختی دوران» ثبت شده است

گرچه اینجا سرد است

و از آزارِ زمستانِ زمان

دشتِ اندیشه ی آدم، شده چون

شوره زاری بی جان،..

گرچه آبادیِ دلها شده همسنگِ کویر

و سرشتِ بشر است-

به جهالت زنجیر،..

بذر مِهرِ من و تو اما باز

می شکافد دلِ یخبندان را

می دمد از دلمان سبزتر از هرچه بهار

باوری از گُل و پروانه و ریحان،.. سرشار