هزارتوی خیال

اگر شاعری نمی دانی، دست کم یک شعر دلنشین باش!

هزارتوی خیال

اگر شاعری نمی دانی، دست کم یک شعر دلنشین باش!

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تولد» ثبت شده است

باز باید دوباره کَنده شود

برگی از سررسیدِ زندگی ام

سَقِّ دنیا سیاه بود و نشد

پیشِ من، روسفید، زندگی ام

 

سی و شش تا بهار مُرد و گذشت

این زمستان هنوز پابرجاست

رُسِ من را کشید یخبندان

از خودم هم رمید، زندگی ام

راه، از نیمه گذشت

و چه از، این بهتر

که به پایانِ سفر نزدیکم

من که در جنبشِِ بیهودگی ام غوطه ورم

من که در عرصه ی خورشید، شبی تاریکم