سکوت، واژه ی آخر؛ خدا...، ... خداحافظ

هجومِ لُکنت و سرگیجه ها،... خداحافظ

 

خبر رسید که چیزی نمانده از این عشق

گذشته بودنم از انقضا،... خداحافظ

 

خبر رسید که باید عوض کنم خود را

و جای لفظ "تو" را با "شما"،... خداحافظ

 

دوباره پرت شد از من حواسِ ولگردت

دوباره جمعِ من و انزوا،... خداحافظ

 

طوافِ نیمه تمامم فدای عشق، برو

به بنده تا نشدی مبتلا،... خداحافظ

 

چه فرق می کند آخر؟!... مهم فدا شدن است!

مِنای خواستنت یا صفا،... خداحافظ

 

نپرس حالِ دلم را،.. پس از تو هم خوبم!

نکن به کشته ی خود اعتنا،... خداحافظ

 

نمان که با همه خوبی، تباه خواهی شد

کنارِ این دلِ یک لاقبا،... خداحافظ

 

نه انتظار تو را می کشم،.. نه دیگر عشق

بس است این همه ضعف و خطا،... خداحافظ

 

سکوت، نقطه، همین جا تمام خواهی شد

سکوت کن،.. طلبم این دعا؛... خداحافظ